دختر نابینایی که دکترای علوم سیاسی می‌خواند: A blind girl studying for a doctorate in political science

نخستین زن نابینای بلوچ هستم که مدرک دکترا گرفته‌ام زنان نابینا را مثل عقب‌مانده‌های‌ذهنی می‌دیدند و حق تحصیل برای‌شان قایل نبودند. سنت‌های غلط گذشته اجازه نمی‌داد با من مثل یک دختر عادی برخورد کنند.
منبع =روزنامه شهروند – آوا  فوشریان:
صدایش آرامش عجیبی دارد. آن‌قدر با انرژی صحبت می‌کند که گویی در تمام مدت گفت‌وگو لبخندی دایمی بر صورتش نقش بسته. شاید لبخند رضایت از موفقیت‌هایی که تاکنون به دست آورده و شاید لبخندی به نشانه امیدواری. امیدواری از به سرانجام رسیدن فکر‌های بزرگی که برای آینده در سر دارد و کارهای مهمی که برای زادگاهش چابهار می‌خواهد انجام دهد. سیما رئیسی ٣٠ ساله از دختران موفق ایرانی است که با وجود بیماری چشمی و درنهایت از دست دادن بینایی‌، تا مقطع دکترای علوم‌سیاسی ادامه تحصیل داده و حالا یکی از زنان تأثیرگذار استان سیستان‌وبلوچستان است.
استانی که بیشترین آمار بی‌سوادی را دارد و درس خواندن زنان هم در آن با مشکلات زیادی همراه است. تأثیرگذاری او نه فقط به‌خاطر ادامه تحصیل تا مقطع دکترا، نه فقط به‌خاطر فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی در حوزه زنان و معلولان و نه فقط به دلیل نابینا بودنش است، بلکه روحیه شکست‌ناپذیر و سرسختی مدامی که برای رسیدن به اهدافش دارد، داستان زندگی او را خواندنی کرده است.
سرسختی مدام برای کنار زدن طعنه‌ها و نباید‌ها، برای نادیده گرفتن تمام کسانی که بینا بودند، اما موفقیت را از او دور می‌دیدند و برای رسیدن به جایگاهی که حالا تحسین همگان را با خود به همراه دارد. در این گفت‌وگو با او درباره زندگی ٣٠ساله پرفرازونشیبش صحبت کردیم و از برنامه‌هایی که برای آینده دارد، پرسیده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

 چشم و چراغ چابهار

شاید نخستین سوالی که در ذهن همه شکل می‌گیرد این است که شما با وجود از دست دادن بینایی چطور موفق به ادامه تحصیل شدید؟
من از بدو تولد دچار بیماری آب سیاه چشمی بودم. این بیماری به دلیل بالارفتن فشار داخل چشم ایجاد می‌شود و باعث لرزش و تکان خوردن دایمی چشم‌ها می‌شود. ضعف عملکرد چشم‌هایم باعث شده بود نتوانم درس‌ها را یاد بگیرم و در همان کلاس اول بود که معلم‌ها نتوانستند به من خواندن و نوشتن یاد دهند.
تا آن زمان هم کسی مشابه با شرایط من به مدرسه نیامده بود و معلم‌ها در این زمینه هیچ اطلاعی نداشتند؛ به این دلیل ‌که در منطقه ما نابینایان را مثل عقب‌مانده‌های‌ذهنی می‌دانند و حق تحصیل را برای‌شان قایل نیستند، خصوصا زمانی که من بچه بودم این فرهنگ بیشتر از الان وجود داشت. معلم‌ها هم به‌خاطر تأثیر همین فرهنگ من را عقب‌مانده می‌دانستند و به پدر و مادرم می‌گفتند که دخترتان را به مدرسه استثنایی‌ها ببرید.

چند‌سال در مدرسه استثنایی درس خواندید؟

سه‌سال نخست دبستان را در مدرسه استثنایی گذراندم، اما خوشبختانه آن زمان کتاب‌های مدرسه عادی با مدرسه استثنایی تفاوتی نداشت. درواقع من همان درس‌های بچه‌های عادی را می‌خواندم، اما با کمک معلم دلسوزی که وقت خیلی زیادی برایم می‌گذاشت و در خانه هم معلم خصوصی‌ام شده بود.
او می‌گفت تو توانایی و هوشش را داری اما به‌خاطر ضعف چشمی‌ات باید بیشتر از دیگران تلاش کنی. حمایت‌های او باعث شد بتوانم ‌سال چهارم دبستان را در مدرسه عادی بگذرانم و بعد از آن تا پایان دوران تحصیل کنار بچه‌های عادی درس بخوانم، البته همان کلاس چهارم هم معلمم مرا به‌عنوان دانش‌آموز خود نمی‌پذیرفت. او می‌گفت کسی که سه‌سال در مدرسه استثنایی درس خوانده نمی‌تواند در کلاس من آموزش ببینید. تا این‌که یک روز مسأله ریاضی را پای تخته نوشت، من زودتر از بقیه بچه‌ها آن را حل کردم و به این ترتیب توانستم خودم را به او نشان دهم.

با توجه به این‌که بیماری‌تان مادرزادی است، از همان ابتدا بینایی‌تان چقدر بود؟

حتما شما هم افرادی را دیده‌اید که چشم‌های‌شان تکان‌های شدید و مداوم می‌خورد. این تکان‌ها روی عملکرد چشم تأثیر مستقیم دارد. درواقع مبتلایان این بیماری به میزانی که بیماری‌شان پیشرفت کرده باشد و به میزانی که فشار چشم‌های‌شان بالا باشد، قدرت بینایی‌شان متفاوت است. من هم تا حدودی این توانایی را داشتم، اما به این دلیل ‌که روند درمان دیر آغاز شد، عمق بیماری بیشتر شد، تا این‌که ‌سال دوم راهنمایی به‌خاطر بالارفتن فشار داخلی چشم‌هایم، بینایی یک چشم را به‌طور کامل از دست دادم.

نخستین بحران زندگی‌تان در این زمان شکل گرفت؟

نمی‌دانم اسم چه چیز را می‌توان بحران گذاشت. همیشه به دلیل نوع رفتار و نگاه مردم بحران‌های روحی با من همراه بود. می‌خواستم مثل بقیه زندگی کنم، اما سنت‌های غلط مرا از مسیرم دور کرده بود. سنت‌هایی که اجازه نمی‌داد دیگران با من مثل یک دختر عادی برخورد کنند. تمام دوران کودکی و نوجوانی را با این سختی‌ها گذراندم و روحیه و اعتمادبه‌نفسم را از دست داده‌ بودم. البته با تمام این مشکلات دیپلم را گرفتم و حالا باید بگویم که بحران اصلی بعد از دیپلم و زمان کنکور خودش را نشان داد.

این بحران چه بود؟

هیچ‌وقت نمی‌خواستم تسلیم شرایط بشوم، هیچ‌گاه تلاش‌کردن برایم پایان نداشت و حالا زمانی رسیده بود که با گرفتن دیپلم از نظر خیلی‌ها به آن‌جایی که باید رسیده بودم. درحالی‌که خواسته من چیز دیگری بود و به همین دلیل تمام وقت و انرژی‌ام را صرف درس خواندن برای کنکور کردم. درس خواندنی که فشار چشم‌هایم را بالاتر برد و درنهایت بینایی چشم دیگر را هم از دست دادم.

در واقع استرس کنکور به شما فشار آورده بود؟

استرس کنکور یکی از عوامل بود، اما آن اتفاق وقتی افتاد که نتایج کنکور اعلام شد و من دانشگاه سراسری قبول نشده بودم. بسیار ناراحت و آشفته بودم و به خانواده‌ام گفتم می‌خواهم تنهایی به شمال سفر کنم. مخالفت کردند که البته این مخالفت طبیعی بود، اما ناراحتی مرا بیشتر کرد. یک شب از همان روزهایی که درگیر نتیجه کنکور و مخالفت خانواده با سفر و ناراحتی‌های متعدد بودم، ناگهان فشار چشمم بشدت بالا رفت و باعث نابینایی چشم دیگرم شد.

حالا شما یک دختر ١٨ساله بودید که هیچ‌کدام از چشم‌های‌تان بینایی نداشت؟

بله. وقتی دوران راهنمایی یک چشمم نابینا شد، همیشه با خدا حرف می‌زدم و می‌‌گفتم خدایا اگر آن یکی چشم را هم از من بگیری، چه اتفاقی در زندگی‌ام می‌افتد؟‌ می‌ترسیدم در تاریکی مطلق باشم و می‌دانستم اگر به‌طور کامل نابینا شوم، دنیا برایم پایان پیدا می‌کند.

اما دنیای‌تان پایان پیدا نکرد و خیلی هم زیبا ادامه‌اش دادید!

بله. نگذاشتم که پایان پیدا کند، البته به همین سادگی‌ها هم نبود. همان روزهایی که دانشگاه قبول نشده بودم و به‌طور کامل نابینا بودم، روزهای سرگردانی من بود. روزها و شب‌ها را پشت‌سر می‌گذاشتم و فقط با خودم فکر می‌کردم که من کجای این جهان هستم؟ از زندگی چه می‌‌خواهم؟ با دو چشم نابینا چه باید کرد؟ چطور ادامه تحصیل دهم؟ و … .

چطور وارد مقطع لیسانس شدید؟

درست است که دانشگاه سراسری قبول نشده بودم، اما یک هفته بعد، نتایج دانشگاه آزاد آمد و من رشته علوم‌سیاسی دانشگاه زاهدان را قبول شده بودم. هر چند خانواده‌ام به این دلیل ‌که نگران شرایط جسمی‌ام بودند، حتی اجازه نمی‌دادند نتایج کنکور آزاد را ببینم و هر چند با رفتن من به زاهدان مخالف بودند، اما درنهایت بر سر حرف و خواسته‌ام پافشاری کردم و دانشجوی رشته علوم‌سیاسی دانشگاه زاهدان شدم.

به‌ نظر نمی‌آید خانواده‌تان از نظر فرهنگی با تحصیل دخترها مشکل داشته باشند؟

بله. خدارو شکر پدر من از افراد سرشناس چابهار است و همیشه در همه مراحل تحصیل ما را همراهی کرده است. حتی خواهر بزرگترم در هندوستان رشته داروسازی را خوانده است. درواقع ما با بخشی از سنت که مخالف تحصیل دختران بود، کنار آمده بودیم، اما هنوز نگاه‌های مردم و حرف‌هایی که پشت سرم می‌‌گفتند، عاملی بود که خانواده‌ام را برای ادامه تحصیل من در زاهدان دچار تردید کرده بود.

منظورتان از این حرف‌ها و نگاه‌ها چیست؟

حرف‌هایی که می‌‌گوید چطور یک دختر نابینا می‌تواند از پس خودش در یک شهر دیگر بربیاید. چرا باید یک دختر نابینا ادامه تحصیل دهد و همه نگاه‌های منفی‌ای که باعث شد با پشت سر گذاشتن‌شان حالا من نخستین نابینای بلوچ باشم که مدرک دکترا دارد. می‌گفتند اگر به شهر دیگری بروی برای دیگران دردسر ایجاد می‌کنی. چطور می‌خواهی با این وضع از خانواده دور شوی. حتی افراد فامیل مثل خاله و دایی هم به خانه‌مان زنگ می‌زنند و من را قسم می‌دانند که به زاهدان نروم. البته هیچ الگویی هم وجود نداشت که دیگران با استناد به آن بگویند یک نفر قبل از تو این کار را کرده، پس تو هم می‌توانی.

اما شما راهی زاهدان شدید تا خودتان الگو شوید و راه را برای بقیه باز کنید؟

بله، تا حدودی راه را باز کردم و بعد از من هم در چابهار نابینایان و معلولانی هستند که برای ادامه تحصیل انگیزه گرفته‌اند. درحال حاضر دو برادر دوقلو را داریم که هر دو نابینا هستند و در مقطع لیسانس درس می‌خوانند، اما هنوز دخترهای چابهار با آن نگاه سنتی و غلط درگیر هستند.

این نگاه‌ها درباره شما هم هنوز وجود دارد؟

بله، حتی درباره من هم که توانایی‌هایم را اثبات کردم، وجود دارد. هنوز هم هستند کسانی که وقتی من را می‌بینند به پدر و مادرم می‌گویند چطور به دخترتان اجازه تحصیل دادید. البته من از آنها سرسخت‌تر هستم و با فعالیت‌های اجتماعی که دارم، سعی در کمرنگ کردن تفکرهای غلط دارم.

ما هم به‌خاطر همین فعالیت‌های اجتماعی سراغ‌تان آمدیم. کمی برای‌مان توضیح می‌دهید که دقیقا چه می‌کنید؟

نخستین کاری که کردم عضویت در کمیسیون بانوان فرمانداری چابهار بود. تقریبا یک‌سال در قسمت روابط عمومی آن‌جا فعالیت می‌کردم و در تمامی جلسه‌ها حضور فعال داشتم. درحال حاضر هم مدیرعامل انجمن نابینایان چابهار هستم و مهمترین برنامه‌ای که برای آنها در نظر دارم، بالا بردن سطح سوادشان است. بخش دیگری از فعالیت‌هایم این است که سعی می‌کنم در جمع مردها بیشتر حاضر شوم. جمع‌هایی که هیچ زنی را راه نمی‌دهند و عادت ندارند که زن را در بین خودشان ببینند.

پس چطور شما را در بین خود قبول می‌کنند؟

در این‌جا نقش اصلی را پدرم بازی می‌کند. او می‌گوید چون سیما علوم‌سیاسی خوانده با بقیه فرق دارد و می‌تواند حرف‌های مهمی بزند. پدرم از معتمدین چابهار است که چندین ‌سال قبل هم عضو شورای شهر بوده و مردم او را قبول دارند. من هم با پدرم در همه این جلسه‌ها و همنشینی‌ها شرکت می‌کنم تا کم‌کم این فرهنگ اصلاح شود و مردها به پذیرش رأی و نظر خانم‌ها عادت کنند. حتی یکبار در فضای سنتی عروسی بلوچ‌ها در جمع مردها قرار گرفتم و چند دقیقه‌ای درباره زن‌ها حرف زدم. داماد این عروسی در دانشگاه تهران فوق‌لیسانس گرفته بود و در دانشگاه علوم و تحقیقات دکترا می‌خواند. به مردها گفتم اگر او توانسته در زمینه تحصیل این‌قدر موفق باشد، حتما در اثر حمایت‌های مادر، خواهر و همسرش بوده است. بعد هم ضرب‌المثلی از فرهنگ قدیم بلوچستان خواندم که می‌گفت حضور خانم‌ها در جامعه از چند صد‌سال قبل تعیین شده است.

در واقع شما در دو زمینه تأثیرگذار هستید، هم نگاه‌ها را نسبت به بانوان تغییر می‌دهید و هم نسبت به نابینایان.

من برای هر دو این زمینه‌ها تلاش می‌کنم و برنامه‌های زیادی هم در آینده دارم. البته در زمینه بانوان در شهرهای مختلف استان فعالیت‌های خوبی درحال انجام است، به همین دلیل هم فکر می‌کنم در حوزه معمولان و نابینایان کارهای مهمتری باید انجام دهم.

با وجود نابینایی کامل در دانشگاه چطور درس خواندید؟

هنوز هم کاملا نابینا هستم، نور را به اندازه تشخیص شب و روز درک می‌کنم. از سختی‌های دوران تحصیل هم هر چه بگویم، کم است. دوستان خیلی خوبی داشتم که هم در خوابگاه برای انجام امور شخصی و هم در کلاس درس برای انجام امور درسی به من کمک می‌کردند.
اما نه می‌توانستم جزوه‌ای بنویسم و نه از روی کتابی بخوانم، تنها راهی که داشتم این بود که با پرداخت هزینه به هم‌کلاسی‌ها از آنها بخواهم از روی کتاب بخوانند و صدای‌شان را برایم ضبط کنند. معمولا قبول می‌کردند، اما چون خودشان هم امتحان داشتند، گاهی نوار کاست ضبط‌شده یک کتاب دقیقا شب امتحان به دستم می‌رسید و من تا صبح بیدار می‌ماندم که بتوانم نمره قبولی بگیرم.

با این شرایط چرا به لیسانس اکتفا نکردید و مدارک بالاتر را خواستید؟

نمی‌دانم این سوال چه جوابی دارد. تمام دلخوشی و آرزوی من درس خواندن و رسیدن به مرحله‌های بالاتر در تحصیل بود. وقتی کسی بیش از حد به کاری فکر می‌کند، نمی‌شود از او پرسید که چرا. من می‌خواستم درس بخوانم و فرد تأثیرگذاری باشم. تا جایی که توانستم ادامه دادم و در آینده هم ادامه خواهم داد.

در حال‌حاضر روحیه‌ خیلی خوبی هم دارید. به نظرتان این موفقیت‌ها حال‌تان را خوب کرده است؟

بله، خدارو شکر شرایطی که الان دارم، خیلی خوب است. سال‌های سخت نوجوانی و جوانی را پشت سر گذاشته‌ام و درس خواندن و حضور در اجتماع روحیه‌ام را بهتر کرده است. در این چند سالی که درس خواندم، مردم را بیشتر از قبل ‌‌پذیرفتم. ترحم‌های‌شان کمتر آزارم می‌دهد. به آنهایی که می‌خواهند کمک کنند، روی خوش نشان می‌دهم و فهمیده‌ام که مردم به خاطر خودشان به من کمک می‌کنند. یکی دیگر از دلایلی که روحیه من را تغییر داد، مطالعه بود. کتاب‌های صوتی زیادی گوش‌ می‌دهم که هر کدام به جهان‌بینی من اضافه می‌کند.

حالا که به چنین جایگاهی رسیده‌اید و همه شما را خانم دکتر خطاب می‌کنند، حاضرید به گذشته برگردید و دوباره زندگی کنید؟

اصلا حاضر نیستم، حتی اگر زندگی خیلی بهتری در انتظارم باشد. من حالا زندگی را خیلی دوست دارم و از موقعیتی که در آن هستم لذت می‌برم.

بخش دیگری از فعالیت‌های‌تان در فضای مجازی و از طریق کانال تلگرام‌تان است. در این کانال چه محتواهایی را به اشتراک می‌گذارید؟

فعالیت‌های علمی من در چند دسته قرار می‌گیرد. بخش نخست مربوط به رشته تحصیلی‌ام می‌شود که جامعه‌شناسی سیاسی است و بخش دوم بنابر علاقه شخصی‌ام پژوهش‌های میدانی و تاریخی درباره ضرب‌المثل‌های مردم بلوچ، فرهنگ بلوچ، جایگاه زن بلوچ و… است. مثلا برای ضرب‌المثل‌ها سراغ مردم می‌روم و با پیرها و سالمند‌ها که فسلفه این مثال‌ها را می‌دانند، حرف می‌زنم. کانال تلگرامی‌ هم به نام «سیمای آگاهی» دارم که نتایج این فعالیت‌های علمی‌ را به صورت مقاله، تحلیل، یادداشت و … در آن به اشتراک می‌گذارم.

این فعالیت‌های مجازی با وجود نابینایی چگونه است؟

از نرم‌افزارهای کمکی و گویا برای تبدیل متن به صوت استفاده می‌کنم. خدا را شکر امکانات امروزی برای نابینایان خیلی پیشرفت کرده است و امیدوارم این امکانات در اختیار همه کم‌بیناها و نابیناها قرار بگیرد.

این‌طور که معلوم است با تمام کردن مقطع دکترا فقط فعالیت‌های تحصیلی‌تان تمام می‌شود و فعالیت‌های اجتماعی بیشتر می‌شود. درباره برنامه‌های آینده‌تان توضیح می‌دهید؟

یکی از فرهنگ‌های بسیار غلط در سیستان‌وبلوچستان این است که مردم بلوچ مشکل جسمی را با مشکل ذهنی برابر می‌دانند. به تمام کسانی که مشکل جسمی دارند به چشم عقب‌مانده‌ذهنی نگاه می‌کنند و مانع حضور فعال آنها در اجتماع می‌شوند. در همین چابهار دخترها و پسرهای نوجوان زیادی داریم که با تمام وجود می‌خواهند درس بخوانند و پیشرفت کنند، اما نه امکاناتی برای تحصیل‌شان وجود دارد و نه جامعه پذیرای‌شان است. من می‌خواهم صدای مطالبه‌گری آنها باشم و بگویم همان‌طور که سیما رئیسی توانست درس بخواند، بقیه افراد معلول و نابینا هم می‌توانند. از طرفی تلاش می‌کنیم در انجمن نابینایان چابهار با جلب حمایت‌های مردمی و بهزیستی فعالیت‌های موثری برای قراردادن افراد نابینا در شرایط تحصیل انجام دهیم.

آرزوهای خودتان برای آینده چیست؟

مهمترین آرزویم تدریس در دانشگاه زاهدان است. بعد از آن می‌خواهم دامنه پژوهش‌هایم را در حوزه زنان و معلولان گسترده‌تر کنم، همچنین در حوزه جامعه‌شناسی سیاسی که رشته تحصیلی‌ام هست نیز سعی می‌کنم مقاله ارایه دهم. به این دلیل که نمی‌خواهم هیچ‌وقت از فضای تحصیل و کسب علم دور شوم، می‌خواهم از این ابزار برای تأثیرگذاری بیشتر استفاده کنم.

در تمام طول گفت‌وگو به نقش پدر و خانواده‌ در پیشرفت‌تان اشاره کردید. آیا تمام عامل موفقیت‌های‌تان حمایت خانواده بود؟

بیشتر از هر چیز جایگاهی که الان پیدا کرده‌ام را مدیون خانواده‌ام هستم. مدیون پدری که نه‌تنها سد راه من برای رسیدن به خواسته‌هایم نشد، بلکه با حمایت‌هایش باعث بیشتر دیده‌شدن و بهتر شنیده‌شدن صدایم می‌شود. مادر و اعضای خانواده‌ام هم در تمام مراحل زندگی کنار من بودند و پابه‌پایم سختی‌ها را تحمل کردند. عامل دیگری هم بود که در مواقع ناراحتی و زمانی که کم‌می‌آوردم باعث بالا رفتن انگیزه‌ام می‌شد و آن خواندن کتاب‌های سرگذشت افراد موفق و خصوصا زندگی‌نامه نابینایان موفق بود.

حالا شما هم یکی از همین افراد موفق هستید که سرگذشت زندگی‌تان الهام‌بخش دیگران خواهد بود.

امیدوارم این‌طور باشد و تمام تلاشم را به کار می‌گیرم تا بتوانم حتی به یک نفر که مثل خودم است، کمک کنم.

چند تن از مشهور‌ترین موسیقی‌دانان نابینا: Some of the most famous blind musicians

در این جامعه پر هیاهو، بخش بزرگی از زندگی افراد در دنیایی به اسم موسیقی گرفتار شده است‌. با شلوغی‌های خیابان، ترافیک‌ها و زندگی پر مشغله در تمدن‌های بزرگ شهری، امری که می‌تواند برای چند دقیقه افراد را از این شرایط، فاصله بیندازد و در موجی از انرژی‌های مثبت غرق‌ کند، موسیقی است.
اگر شما جزو افرادی هستید که زمان بسیاری را در دنیای موسیقی سپری می‌کند، حتما با خیل کثیری از موسیقی‌دانان نابینا که استعداد شگرفی در زمینه این هنر داشتند، آشنا هستید.
معرفی چند تن از مشهور‌ترین موسیقی‌دانان نابینا
حال در ادامه، شما با افرادی که در دنیای بی‌نظیر موسیقی تاثیر‌های بسزایی داشته‌اند آشنا خواهید شد. چرا که این افراد توانسته‌اند بخش بزرگی از سبک‌های گوناگون موسیقی را دگرگون کنند و یا آن را به انقلاب‌های زیبایی دعوت کنند.

• خوزه فلیسیانو
José Feliciano
اگر علاقه‌مند به موسیقی پاپ هستید، می‌توانید با یکی از خوش‌صداترین خوانندگان و ماهر‌ترین گیتاریست‌ها در دنیا آشنا شوید. خوزه مونسراته فلیسیانو، از زمانی که تازه متولد شده بود، با بیماری آب سیاه دست و پنجه نرم می‌کرد. این موسیقی‌دان اهل پورتوریکو، در همان زمانی که سن کمی داشت به نابینایی دچار شد.
فلیسیانو، اولین سازی که برای آموختن انتخاب کرد، آکاردئون بود. پس از مدتی گیتار، به عنوان ساز اصلی و مورد علاقه او، شناخته شد. او زمانی که ۹ سال بیشتر نداشت، اولین اجرای خود را تجربه کرد. سال‌های بعد به مرور در کلوپ‌های مختلف به نوازندگی پرداخت. یکی از موفقیت‌های او همکاری با کمپانی RCA بود‌. فلیسیانو پس از مدت به حدی از موفقیت رسید که رسما در فستیوال newport jazz به شرکت پرداخت. یکی از علل‌ توانایی‌ها و موفقیت‌های او تلفیق گیتار فلامینگو و بداهه نوازی‌های جاز بود.
فلیسیانو توانسته است ۸ جایزه گرمی را دریافت کند. علاوه بر آن، او با همکاری با داریوش اقبالی یکی از آثار بزرگ خود را رقم زده است. آهنگ‌سازی شعر وطن، توسط فلیسیانو صورت گرفته است.

• ری چارلز
از جمله موسیقی‌دانان سبک جاز برجسته در آمریکا، ری چارلز رابینسون، بود. ری چارلز علاوه بر خوانندگی سبک جاز و ریتم اند بلوز، در نوازندگی پیانو و کیبورد الکترونیک هم شهرت داشت. ری چارلز زمانی که در سال ۲۰۰۴ دار فانی را وداع گفت، ۷۳ ساله بود.
از جمله کسانی که در سبک خود جزو پیشروها محسوب می‌شوند ری چارلز است. او در سبک سول پیانو جزو پیشگامان قرار می‌گیرد. او توانست ریتم سول‌وار را در همه سبک‌ها تلفیق کند. بنابراین توانست در این زمینه خیلی از موسیقی‌دانان را به سمت سبک خود بکشاند.
ری چارلز زمانی که ۶ سال بیشتر نداشت، به دلیل ابتلا به آب سیاه بینایی خود را از دست داد.

• نورعلی برومند
نوبت معرفی یکی از نوابغ موسیقی نابینا در ایران است.
نورعلی برومند یکی از استادان برجسته موسیقی ایرانی بود. وی نوازنده ساز‌هایی مانند سه‌تار، تار، تنبک و سنتور بود. از دیگر فعالیت‌هایی که این استاد گرانقدر در زمینه موسیقی انجام می‌دادند، بررسی و کارشناسی آواز بود.
نورعلی برومند در زمان جوانی خود، پس از ابتلا به بیماری چشم، به نابینایی دچار شد.
نورعلی برومند از زمانی که کودک بود، استعداد موسیقیایی خود را بروز داد. وی به مرور نواختن ساز‌های تار و سه تار را نزد درویش خان پیش برد و سپس برای تحصیلات خود به برلین رهسپار شد. اما او در زمان تحصیل، آموزش موسیقی را فراموش نکرده و این مسیر را نیز ادامه داد.
نورعلی برومند در سن ۲۲ سالگی پس از تحصیل موسیقی نزد موسی معروفی، به آلمان رفته و به تحصیل در رشته پزشکی پرداخت.
نورعلی برومند استاد برجسته موسیقی، به تدریس موسیقی به نوازندگان و موسقی‌دانان بسیار بزرگ ایران پرداخته و بسیاری از آن‌ها را در زمینه‌های مختلف پرورش داده است. افرادی مانند شهرام ناظری، محمدرضا شجریان، اکبر گلپایگانی، حسین علیزاده و … شاگردان توانمد ایشان بوده اند.

• اندریا پوچلی
در این سفر به کشور‌های مختلف برای تقدیر از موسیقی‌دانان نابینا، سری هم به ایتالیا بزنیم و با فردی به نام، آندریا آنجل بوچلی، آشنا شویم.
آندریا بوچلی در همان دوران کودکی به علت تنبلی چشم، رنج بسیاری را متحمل شد. ،وی از ۶ سالگی به آموزش پیانو مشغول شد. او علاوه بر آموزش نوازندگی و اپرا، در زمینه ورزش و فوتبال بسیار پیشرفت کرد. اما شانس با او همکاری نکرده و در سن ۱۲ سالگی، توپ با چشم او برخورد کرده و به طور کامل بینایی خود را از دست داد.
آندریا بوچلی با تحصیل در مدرسه نابینایان، توانست علاوه بر تسلط به دنیای موسیقی، در تحصیلات خود نیز بسیار موفق شده و مدرک دکترای حقوق خود را اخذ کند‌. علاوه بر پیشرفت او در زمینه حقوق، همچنان در دنیای موسیقی مشتاق‌تر به نظر می‌رسید.
بوچلی در زمینه موسیقی به انداره‌ای از خود توانمندی نشان داد که توانست جوایز متعدد دریافت کند. از جمله افتخارات او، همکاری وی با پاواروتی بزرگ بود. او در جشن هنر سالانه سلطنتی انگلستان، توسط ملکه الیزابت به مراسم دعوت شده و به اجرای برنامه پرداخت.

با تشکر از مجموعه ی سایت«توانیتو»

درباره ی خط بریل بیشتر بدانیم : Learn more about Braille

اگرچه نابینایی جزو معلولیت‌هایی است که می‌تواند افراد را از بخش‌های مختلف زندگی دور کند، با این حال توانایی در خواندن را از آن‌ها سلب نمی‌کند. خط بریل یکی از اختراعاتی است که باعث شده توانایی‌های افراد نابینا شکوفا شود و آن‌ها را در راه علم اندوزی فرا بخواند.

خط بریل چیست؟!
خط بریل یکی از پرکاربرد‌ترین خطوط است که برای افراد نابینا استفاده می‌شود. تلاش ستودنی لوئیس بریل برای ساخت این روش، باعث شد نابینایان به بخشی از آرزوهای خود برسند. خط بریل را می‌توان در هر دو زمینه خواندن و نوشتن به کار برد.
این روش به گونه‌ای است که هر خانه آن، از یک مستطیل با دو سطر و سه ستونی پر شده است. برای جا به جا شدن این ۶ نقطه، ۶۴ حالت مختلف پیش خواهد آمد. این نقاط برجسته با توجه به شرایط قرارگیری‌شان به فرد در خواندن کمک می‌کنند.
علاوه بر حروف، در خط بریل، با این ۶۴ حالتی که بین جا به جایی نقاط پیش می‌آید، می‌توان اعداد، علائم ریاضی و علائم نگارشی را نیز خواند. در خط بریل فارسی نیز مانند اغلب خطوط بریل دیگر، باید از چپ به راست به خواندن پرداخت. این روش همچنین برای اعداد هم صدق می‌کند. در الفبای بریل فارسی، حروف اضافه به تعداد کمی یافت می‌شود.
برای نوشتن خط بریل به وسایل خاصی احتیاج است.
آن‌ها برای نوشتن به وسایل مخصوصی که برای آن‌ها مانند کاغذ و خودکار است نیازمند هستند.

اهمیت خط بریل:
اگر بخواهیم از اهمیت اختراع خط بریل برای افراد نابینا صحبت کنیم، باید مقاله‌های طولانی و بسیاری را بنگاریم. اما در این مطلب قرار است چند نکته بسیار کوچک را درباره خط بریل بگوییم. احتمالا به نظر شما خط بریل تنها برای آموختن سواد برای افراد نابینا کاربرد دارد.‌ بنابراین بسیاری از افراد تصور می‌کنند آموختن آن، برای فردی که توانایی دیدن ندارد کاری بیهوده است. اما باید یادآوری کنیم که خواندن و نوشتن مهارتی است که در طول زندگی، فرد را در مسائل مختلف با جامعه مرتبط می‌کند.
فکر می‌کنید افراد نابینا برای خواندن رسید پول، خواندن برنامه روزنه‌ای که برای خود تهیه کرده‌اند، برای نوشتن نامه‌ای عاشقانه و یا خواندن اخبار مهم در یک روز چگونه باید عمل کنند؟! چگونه ادویه مورد نظرشان را در کابینت پیدا کرده و در غذا بریزند؟! افراد نابینا چگونه می‌توانند داروی خود را در وسایل خانه از سایر داروها تشخیص دهند؟! این‌ها مسائل کوچکی است که نابینایان را به خط بریل محتاج می‌کند.
افراد نابینا در زندگی روزمره خود، می‌توانند از خط بریل برای یافتن وسایل مورد نیاز خود، برنامه‌های خود و یا هر چیزی که در خانه به آن احتیاج دارند استفاده کنند‌. این در حالی است که این روزها، در کشو‌رهای مختلف، در امکان عمومی نیز از خط بریل برای کاهش مشکلات نابینایان استفاده می‌شود. این کار برای رعایت حقوق افراد نابینا و همچنین نزدیک کردن زندگی آن‌ها به استقلال انجام می‌شود.
حس لامسه در افراد نابینا:
احتمالا شما هم شنیده باشید که احساس لامسه در افراد نابینا بسیار پر رنگ‌تر از افراد بینا است. قرار است در ادامه این موضوع را بیشتر مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم.
مهم‌ترین فرضیه‌ای که درباره حس لامسه افراد نابینا وجود دارد این است که با توجه به تکیه این افراد به احساس لامسه‌شان، قدر این حس در آن‌ها به مرور افزایش می‌یابد‌.  افراد نابینا روزانه استفاده‌های بسیاری از دستان و در نتیجه احساس لامسه‌شان دارند. بنابراین آن‌ها در این زمینه قدرتمندتر هستند.
آزمایشی جهت سنجش میزان شنوایی نیز در افراد نابینا صورت گرفت. در این آزمایش هم نشان داده شد که افراد نابینا در مغز خود، فرکانس‌های شنوایی را بهتر می‌توانند نشان دهند. علت این امر این است که مغز افراد نابینا تنها باید صداها را تشخیص دهد. به همین دلیل این قابلیت در مغز افراد نابینا افزایش می‌یابد‌
آزمایش‌های متعددی درباره احساس لامسه افراد نابینا صورت گرفته است. در یکی از این آزمایش‌ها، محققان متوجه شدند افرادی که روزانه فرصت بیشتری را برای مطالعه کتاب‌هایی با خط بریل می‌گذاشتند، در انگشتان خود احساس بیشتری دارند. یکی از محققان در این مورد گفته است که افراد نابینا احساس نیاز بیشتری به انگشتان و یا احساس لامسه خود دارند‌. بنابراین از این حس بیشتر بهره‌ می‌برند؛ پس در این زمینه مهارت بیشتری را نیز کسب می‌کنند.
در آزمایشی که صورت گرفته بود و در آن، با چسباندن تصویری بر انگشتان افراد از آن‌ها شکل تصویر پرسیده می‌شد، نتایج جالبی به عمل آمد. این محققان متوجه شدند که حتی خود افراد نابینا هم به یک اندازه از احساس لامسه یکسانی برخوردار نیستند. در این میان انسان‌های نابینایی که توانایی و مهارت بیشتری در زمینه مطالعه کتاب‌هایی با خط بریل داشتند و این کار را روزانه به مدت طولانی انجام می‌دادند، بیشتر از دیگر نابینایان از قدرت لامسه قوی برخوردار بودند. اما نتیجه مشترک بین افراد نابینا و افراد بینا نشان می‌داد که، افرادی که نابینا هستند، به طور کلی توانایی بیشتری در مهارت‌های لامسه‌ای خود دارند.
از این آزمایشات می‌توان نتیجه گرفت که افراد نابینا هرچه بیشتر با خط بریل آشنایی داشته باشند و از آن استفاده کنند، بیشتر از دیگران مهارت‌های خود را افزایش داده‌اند. این افزایش مهارت نه تنها در زمینه خواندن و نوشتن، بلکه در زندگی روزمره بیشتر به کار آن‌ها خواهد آمد؛ چرا که بالا بردن قدرت لامسه و توانایی احساس سر انگشتان در افراد نابینا، باعث می‌شود در طول زندگی راحت‌تر با دنیای اطرافشان ارتباط برقرار کنند.

با تشکر از مجموعه ی سایت«توانیتو»

دانشمندان و مخترعان دارای معلولیت: Scientists and inventors with disabilities

دانشمندان و مخترعان دارای معلولیت به چه افتخاراتی دست یافته‌اند؟
آیا شرایط  توانسته است در موفقیت آن‌ها تاثیر بگذارد؟
ما در این مقاله قصد داریم تا شما را با تنی چند از این افراد موفق در حوزه علم و دانش آشنا کنیم.
بسیاری از افراد دارای معلولیت با وجود یکسری شرایط موجود، از استعدادهای فوق العاده‌ای برخوردار هستند. جامعه، افراد، خانواده و دوستان این افراد باید بگونه‌ای رفتار کنند تا فرد دارای معلولیت از شرایط موجود بهترین استفاده را کرده و با اطمینان خاطر به موفقیت دست پیدا کند.
این موقعیت باید به گونه‌ای باشد که این افراد استعدادهای خاص و ذاتی خود را شناسایی کرده و از آن استفاده کنند تا اهداف را برای خود قابل دستیابی ببینند.
وجود معلولیت به معنای این نیست که شخص ارزش و اعتباری برای کارهای روزمره زندگی ندارد. افراد برای یافتن موفقیت‌های بزرگ لازم نیست توانایی‌های خارق العاده و اثبات شده‌ای داشته باشند، زیرا اراده و تلاش حرف اول را می‌زند.
ناتوانی و وجود شرایط خاص به خودی خود فرصتی را به وجود می‌آورد که فراتر از حد معمول بیندیشد و به یک امر فوق العاده تبدیل شود.
اگر کسی شور و اشتیاق داشته باشد، می‌تواند شگفتی‌های زیادی در زندگی به ارمغان آورد.
در این مقاله لیستی از دانشمندان و مخترعان دارای معلولیت وجود دارد که فارغ از همه شرایط خود، توانسته‌اند تا حد زیادی به جامعه کمک کنند :
• توماس آلووا ادیسون
مشهورترین دانشمندی که تاریکی جهان را به روشنی تبدیل کرد، مخترع برق، توماس آلووا ادیسون با اختلال شنوایی به دنیا آمد و تا سن دوازده سالگی نتوانست مهارت‌های خواندن و نوشتن را فرا بگیرد.
ادیسون بگونه‌ای زندگی خود را مدیریت کرد که بیماری و اختلال نتواند در پتانسیل و استعدادش دخالت کند و این چنین نام خود را در دنیا به احتضاز درآورد.
او علاوه بر اختراع برق توانست دستگاه ضبط و دوربین سینمایی را نیز طراحی کند.
• الکساندر گراهام بل
شخصیت مشهور ارتباط افراد در نقاط مختلف جهان، به محبوبیت زیادی در دنیا رسید. او که از ناتوانی در یادگیری رنج می‌برد، در نهایت موفق شد در زمینه اختراع تلفن، استعداد و نبوغ خود را به دیگران اثبات کند.
• آلبرت انیشتین
فیلسوف آلمانی و یکی از بزرگترین دانشمندان جهان، کسی که مخترع بسیاری از روابط و فرمول‌ها در دنیا است، همان شخصی که مفهوم معروف و محبوب نسبیت را کشف کرد و برنده جایزه نوبل فیزیک است، از سندرم آسپرز رنج می‌برد.
او در بعضی از کارها از جمله برقراری ارتباط با مشکلات زیادی روبرو بود، اما هرگز اجازه نداد شرایط جسمی و روحیش از انگیزه‌ها و اهدافش پیشی بگیرد.
• استفان هاوکینگ
این شخصیت معروف و شگفت انگیز در اثر بیماری خاص مربوط به نورون‌های حرکتی، به مرور مجبور شد از صندلی چرخ دار استفاده کند. این موقعیت تا حدی پیش رفت که حتی نحوه برقراری ارتباط او از طریق دستگاه تولید صدا بود.
او در این شرایط نظریه‌ها و تیوری‌های خاصی در رابطه با علم و فلسفه‌های منشاء و ماهیت جهان ارایه داد و از این طریق توانست اثر جاودانه و پر رنگی در دنیای اطراف خود بگذارد.
• دکتر هیو هر
دکتر هر، کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک و دکترای بیوفیزیک را در دانشگاه هاروارد گذراند. او در دانشگاه MIT دوره پسا دکترای خود را در شاخه دستگاه‌های پزشکی به پایان رساند.
وی هم اکنون مدیر گروه مکاترونیک است که در حال حاضر پیشرفته ترین پروتزهای جهان را می‌سازد. دکتر هر، یکی از تاثیر گذارترین شخصیت‌ها در زمینه فناوری‌های ارتز، پروتز و اسکلت‌های بیرونی، شخصی است که در هفده سالگی هر دو پای خود را هنگام صخره نوردی از دست داد، اما با علم و دانش، برای خودش پاهای مصنوعی ساخت و توانست به صخره نوردی ادامه دهد.
• EDWIN KREBS
این بیوشیمیست موفق و برنده جایزه نوبل در دهه ۱۹۵۰ است که دچار کم شنوایی بود و علیرغم وجود شرایط موجود توانست به حقایق جالبی درباره فعالیت‌های سلولی در بدن برسید که در نهایت منجر به درک بیشتر رابطه بین هورمون‌ها، طول عمر و چگونگی وضعیت اندام‌های پیوندی شد.
• گاستاو کرچف
این فیزیکدان نابغه در دهه ۱۸۰۰ به مواردی دست یافت که مربوط به درک امروزه ما از برق است. این دانشمند علیرغم اینکه دارای معلولیتی ناشناخته بود و از عصا و صندلی چرخ دار استفاده می‌کرد موفق به کشف قانون کرچف شد که از طریق آن اکتشافات نجومی جدیدی رقم خورده است.
• RALPH BRAUN
این مخترع آینده در سن هفت سالگی دچار دیستروفی عضلانی شد ولی همیشه تلاش کرد و با انگیزه و استقلال خود باعث شد بسیاری از افراد از قدیم تا به امروز از اختراعات او به نفع خود بهره ببرند.
رالف براون مخترع اولین اسکوترها و آسانسورهای ویلچری در جهان است که از این طریق میلیون‌ها افراد دارای معلولیت توانسته‌اند زندگی را برای خود هموارتر کنند.
• جان فور بز نش جونیور
این ریاضیدان نابغه و برجسته آمریکایی، برنده جایزه نوبل اقتصاد بود. او که بیش از ۳ دهه از عمر خود را به روان گسیختگی(اسکیزوفرنی)از نوع پارانویید مبتلا بود، خود را از تاریکی شرایط بیرون آورد و دنیای واقعی را پذیرفت. او در نهایت با قبول واقعیت‌های زندگی توانست به موفقیت‌های زیادی دست یابد.
وی یکی از معروف ترین استادان ریاضیدان دانشگاه پرینستون بود و توانست با نظریه‌های مختلف خود در این زمینه جایزه نوبل اقتصاد را از آن خود کند.

شرایط و ویژگی‌های جسمی افراد در ایجاد موفقیت، و تاثیر گذاری در زندگی محدود کننده نیست.
همه افراد با شناخت استعدادها و توانایی‌های خود و همچنین ایجاد انگیزه و تلاش نه تنها برای خود، بلکه برای سایر افراد جامعه می‌توانند راه گشا باشند. چه بسا بسیاری از دانشمندان و مخترعان دارای معلولیت در دنیا که با علم و دانش خود توانسته‌اند زندگی میلیون‌ها نفر از مردم را در سراسر جهان متحول کنند

با تشکر از مجموعه ی سایت«توانیتو»

تکنولوژی های جدید و نابینایان: New technologies and the blind

نابینایان چگونه از تکنولوژی بهره می‌برند؟
آیا فناوری‌های جدید پاسخگوی نیاز آن‌ها می‌باشد؟
این عناوین و یا موضوعات دیگر،همه و همه علامت سوال بزرگی در ذهن ما ایجاد می‌کند.
نابینا به وجود آورد.
تکنولوژی‌های امروزی با پیشرفت‌های روز افزون این جهان پهناور، همواره به سمتی پیش می‌رود تا علاوه بر اینکه جوابی برای نیازهای بشر است، زندگی را نیز برای او آسان گرداند.
 در همین راستا، به کارگیری انواع فناوری‌ها برای افزایش توانایی افراد نابینا نه تنها یک دغدغه مهم برای افراد فعال در این حوزه شده، بلکه به یک مسئله مهم جهانی نیز تبدیل شده است.
از نظر آماری، در ایالات متحده، حدود 4/8 میلیون نفر مبتلا به اختلال بینایی هستند و این آمار در جهان، چیزی در حدود 253 میلیون نفر است. آیا فناوری می‌تواند به آن‌ها کمک کند؟
همه افرادی که در زمینه تکنولوژی ویژه نابینایان مشغول به کاراند، همواره در تلاش بوده‌اند تا با استفاده از فناوری‌هایی گوناگون، از طریق حواس دیگر مانند: شنوایی و لامسه به این افراد کمک کنند تا بتوانند هرچه بهتر اطلاعات مفیدی را از محیط اطراف خود کسب کنند.
*فیس بوک
یکی از برترین فعالان در دنیای فناوری، شرکت فیس بوک است. این شرکت اخیرا ابزار جدیدی مخصوص نابینایان طراحی کرده تا کار و فعالیت را برای این گروه در شبکه‌های اجتماعی راحت تر کند.
این ابزار به گونه‌ای عمل می‌کند که تک تک اجزای عکس به صورت کاملا شفاف برای کاربر نابینا توضیح داده شود. این ابزار نوظهور Automatic Alternative Text (AAT)  نام گرفته است و از تکنولوژی تشخیص اشیاء بهره می‌برد.
 این تکنولوژی بر پایه یک شبکه عصبی تهیه شده و میلیاردها پارامتر دارد که با میلیون‌ها مثال به آن آموزش داده شده است.
این نوع فناوری، سیستم، تصاویر و کلمات مربوط به حمل و نقل، طبیعت، ورزش، غذا و کلمات توصیفی، برای ظاهر عکس را تشخیص می‌دهد.
*تویوتا
همانطور که می‌دانید خودروهای برقی که چند سالی رواج یافته، روز به روز در حال رشد و توسعه است. این خودروها که کمترین نیاز را به راننده دارند، آینده روشنی را برای نابینایان به وجود آورده‌اند.
علاوه بر آن، این شرکت به تولید یک گردنبند هوشمند دست یافته است که نابینایان با به همراه داشتن آن می‌توانند از طریق فرمان‌های صوتی یا دکمه‌های فیزیکی که روی گجت طراحی شده‌اند، از محیط اطرا‌‌‌ف‌شان مطلع شوند و توسط آن از خیابان عبور کنند.
این گردنبند به دور شانه بسته می‌شود و دارای دوربین، بلندگو و موتور لرزاننده برای برقراری ارتباط میان کاربر و خود است.
تویوتا در ادامه روند این تولیدات قصد دارد تا با افزودن قابلیت‌هایی مانند: نقشه یابی، تشخیص اجسام و تشخیص چهره بر روی این گجت، دنیای جدیدی را در استفاده از تکنولوژی برای افراد نابینا به وجو آورد.
*توییتر
همانند بقیه فعالان در امر تکنولوژی، توییتر نیز با فعالیت‌های خود سعی دارد از رقیبان خود جای نماند. تاپیش از این کاربران نابینا و کم بینا می‌توانستند به کمک سیستم بریل، متون درج شده در توییتر را بخوانند، اما در حال حاضر سیستمی برای مشاهده و درک تصاویر در این شبکه اجتماعی برای این قبیل از افراد طراحی شده است.
کاربران توییتر می‌توانند توضیحاتی را به دلخواه برای تصاویر ارسالی خود، پست کنند تا به وسیله آن افراد نابینا و کم بینا نیز بتوانند درکی از ماهیت این تصاویر داشته باشند.
 کاربران می‌توانند توضیحات خود را حداکثر تا 420 کاراکتر(حرف)، ارسال کنند و سپس این توضیحات توسط سیستم‌های تعبیه شده برای افراد نابینا و کم بینا، خوانده می‌شود.
این گونه موتورهای جستجوگر راحت تر توییت‌ها با مضامین و محتوای خاص را در اختیار علاقه مندان قرار می‌دهد.
*دستکش روباتیکی
محققان در دانشگاه‌های، نوادا، رینو و آرکانزاس، در سال‌های اخیر طرحی را ارایه کردند که کمک شایان توجهی به افراد نابینا می‌کند. این تکنولوژی شامل یک دستکش روباتیک است که به افراد کمک می‌کند تا اجسامی را که لمس می‌کنند، ببینند.
این دستگاه به وسیله سنسورهای لمسی و درجه حرارت، درکنار دوربینی با وضوح بالا و میکروفن، این امکان را به وجود آورده است. نابینایان توسط این سیستم هوشمند قادر به شناسایی و حرکت اشیای موجود در محیط اطراف خود خواهند بود.
*ساعت هوشمند
این بار یک شرکت کره‌ای اقدام به طراحی یک ساعت هوشمند بریل مخصوص افراد نابینا کرده است. این دستگاه هوشمند دارای سلول‌هایی با نقاط تغییر کننده است و نیز می‌تواند کتاب‌های دیجیتال را برای کاربران خود به نمایش بگذارد.
این گجت هوشمند هر 5 روز یک بار شارژ می‌شود و امکان دریافت و ارسال پیامک و همچنین کوک کردن ساعت را برای کاربرانش به وجود آورده است.
*عصای هوشمند
دانشمندان و محققان فعال در رشته تکنولوژی عصای ویژه نابینایان را نیز هوشمند کرده‌اند. این نسل جدید از عصای هوشمند، مجهز به سیستم موقعیت یاب جهانی( (GPSکاربر نابینا و کم بینا را راهنمایی و به مقصد می‌رساند.
 محققان عنوان   XploRرا برای این فناوری برگزیده‌اند. این دستگاه دارای فناوری تشخیص چهره است. بطوری که در این ابزار یک پایگاه اطلاعاتی نصب شده است که در آن انبوهی از تصاویر مربوط به دوستان و آشنایان کاربر در آن ذخیره شده و فرد نابینا و کم بینا از فاصله 10 متری می‌تواند فرد مورد نظر خود را تشخیص دهد.
*گجت پوشیدنی که از موانع اطلاع دارد!
این گجت با نام Guidesense توسط محققان مرکز تحقیقاتی فنی VTT فنلاند ساخته شده است. این دستگاه جعبه‌ای شکل که مانند مانیتور ضربان قلب عمل می‌کند، به وسیله سنسورهای رادار موج سنج، قادر به شناسایی موانع( حتی شاخه‌های آویزان) در مسیر فرد است و هشدارهای خود را به صورت برخورد لرزشی و صدا به کاربر خود اطلاع می‌دهد.
در تست‌ها، 92 درصد از افراد بیان کردند که توسط این دستگاه محیط اطراف خود را بهتر درک کرده‌اند، در حالی که 80 درصد افراد احساس اعتماد به نفس بیشتری به خود پیدا کرده‌اند.
طبق آمارهای اعلام شده حدود 11 درصد از جمعیت کشور را افراد دارای معلولیت، با درجات مختلف تشکیل می‌دهد. پس طبیعی است که چنین افرادی، نیازمند خدمات اختصاصی باشند.
سایت « توانیتو» همواره در این راستا پیش قدم بوده و با ارائه بهترین و جامع ترین خدمات، سعی در برطرف کردن نیاز این گروه از افراد جامعه دارد.
نتیجه گیری…
برخلاف گذشته، دیگر افراد دارای معلولیت، محدود نیستند. با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی در دنیای امروزی و نیز وجود محققان و دانشمندان فعال در این حوزه، زندگی برای افراد نابینا و کم بینا، با کیفیت تر و راحت تر شده است. تحقیقات زیادی در حال انجام است تا زندگی برای افراد نابینا و کم بینا متحول شود.
چه می‌شد اگر امکان استفاده از فناوری برای بازگرداندن بینایی فرد، به طور واقعی وجود داشته باشد؟ شاید در حال حاضر این امکان عملی نباشد، ولی این ایده در حال نزدیک شدن به واقعیت است
با تشکر از مجموعه ی سایت«توانیتو»

اهمیت کودکی در زندگی نابینایان: The importance of childhood in the lives of the blind

کودکی هر انسان بر سر نوشت و تصمیمات وی در تمام طول زندگی تاثیر گذار است.
در مورد کودکان با آسیب بینایی, چگونگی برخورد اطرافیان و والدین با کودک و نحوه ی تعامل بدون آسیب با کودک, موضوعیست که بسیار گنگ مانده است و زیر سایه ی بی توجهی همگان, باعث آسیب های بسیاری به کودکان نابینا شده است.
ضرورت مطالعه و افزایش اطلاعات همگان, و جدی گرفتن این موضوع, بحثی انکار ناپذیر است.
در این پست شما را با موارد مختلف و مطالب متعددی که موجود است و در دسترس همگان قرار دارد وصل میکنیم.

تربیت کودک نابینا چگونه است؟ | زندگی با کودک نابینا

شش راهکار مفید و موثر برای آموزش رنگ به کودک نابینا

آشنایی والدین با توان بخشی کودک نابینا

فرزندپروری کودکان نابینا

شیوه ای نوین برای آموزش کودکان نابینا

آموزش کودکان نابینا. ضرورت و اهمیت آموزش برای کودکان نابینا

مراقبت از کودکان نابینا و هر آنچه والدین و پرستار کودک باید بدانند

رفتار با کودکان نابینا

مراقبت از کودک نابینا و نکاتی که باید در مراقبت از این کودک مورد توجه قرار گیرد

آموزش استفاده از کتابخانه گویای برلین در ویندوز: Learn to use the Berlin Library on windows

در این قسمت, در قالب یک فایل صوتی mp3, آموزش استفاده از کتابخانه ی برلین و دانلود کتاب از این مجموعه گران بها در کامپیوتر را برای شما تهیه کرده ایم.
شما میتوانید در ویندوز های 7 و 8.1 و 10 از این قابلیت استفاده کنید.
با این روش کتاب های صوتی فراوانی روی کامپیوتر یا لپتاپ خود داشته باشید.
دریافت آموزش دانلود کتاب از کتابخانه برلین در ویندوز, با حجم 2 مگابایت

آموزش استفاده از کتابخانه گویای برلین در اندروید: Learn to use the Berlin Library on Android

در این قسمت, در قالب یک فایل صوتی mp3, آموزش استفاده از کتابخانه ی برلین و دانلود کتاب از این مجموعه گران بها در اندروید را برای شما تهیه کرده ایم.
شما میتوانید نرم افزار اشاره شده در این مجموعه را از فروشگاه پلی دانلود نمایید.
با این روش کتاب های صوتی فراوانی روی موبایل خود داشته باشید.
دریافت آموزش دانلود کتاب از کتابخانه برلین در اندروید, با حجم 3 مگابایت

نقاش نابینا خوزه آندره , رتبه برتر کنکور , بهاره جوادی , و مطالب بیشتر در پادکستی از رادیو تلاش. Blind Painter Jose Andre, Top Rated Concours, Bahareh Javadi, and more in a podcast from Radio Talash

صدا, لمس, حرکت.
پادکستی از رادیو تلاش.
ویژه ی بزرگداشت روز جهانی عصای سفید.
با اجرای آنیتا سرتیپی و الهه فلاح.
در این فایل مطالب مختلفی بیان میشود. از جمله:
معرفی نابینایان موفق
در مورد خوزه آندره از بولووی بیشتر بدانید, نقاش نابینا.
مطالبی از زندگی لوییس بریل, مخترع خط بریل.
گفتگو با بهاره جوادی, رتبه برتر کنکور کشوری در سال 99 از تهران.
گفتگو با مادر مهربان بهاره جوادی.
مسابقه مشاعره با حضور حسین آگاهی.
و مطالب دیگر.

دانلود فایل صوتی این پادکست با حجم 18 مگابایت